بایگانی ماهانه : آبان ۱۳۹۴

واسازیِ هگل

واسازیِ هگل

مجموعه مقالاتی از: ژاک دریدا، سایمون کریچلی، هاینتس کیمرله، دبورا شافن، سوزان گیرهارت

گزینش و ترجمه: محمدمهدی اردبیلی و مهدی پارسا

انتشارات رخدادنو، ۱۳۹۲

معرفی پشت جلد کتاب:

دریدا چطور هگل را می‌خواند؟ مواجهه‌ی دریدا با این قله و پرتگاه متافیزیک چگونه است؟ اگر صُلبیت نظام هگلی را از تفکر وی حذف کنیم چه باقی می‌ماند؟ چطور می‌توانیم آثار نظام‌مندترین فیلسوف تاریخ را به منزله‌ی آثاری ادبی بخوانیم؟ خوانش دریدا از هگل، همچون خوانش وی از دیگر متفکران بزرگ غربی، شوک‌آور و متفاوت است. توجه به آنتیگونه، خانواده، هولوکاست، یهودیت و مسیحیت، و نشانه و مقبره در متون هگل، و خوانش این متون با محور قرار دادن این مفاهیم، هگل را از فیلسوفی خشک و انعطاف‌ناپذیر، به متفکری جذاب و حتی شگفت‌انگیز بدل کرده است. در کتابی که در دست دارید تفاسیری از خوانش دریدا از هگل، به علاوه‌ی نسخه‌ای از یکی از متون مهم دریدا درباره‌ی هگل آورده شده است. علاقه‌مندان دریدا می‌توانند در این کتاب نمونه‌ای از خوانش واسازانه را ببینند، و علاقه‌مندان هگل می‌توانند با نگاهی متفاوت به فیلسوف مورد علاقه‌شان مواجه شوند. ادامه مطلب

آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح

آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل

انتشارات روزبهان، ۱۳۹۰

 

بخشی از مقدمه کتاب:

این شرح بنا به رسالتش، ملغمه‌ای از تفاسیر مختلف است که همچون نوعی کولاژ در کنار یکدیگر عرضه شده‌اند؛ تعدد منابع موجود در متن، نه ناشی از صحه گذاشتن بر این قانون آکادمیکِ وطنی است که «منبع بیشتر، امتیاز بالاتر»، و نه گرفتار شدن در دام ژستِ بی‌طرفی علمی، یا ادعای در نظر گرفتن تمام تفاسیر و دیدگاه‌ها در یک تحقیق است؛ بلکه این تعدد دقیقا بر این حقیقت تاکید می‌ورزد که در وضعیت فعلی “ما” فراروی از ترجمه و چنگ زدن به ایده‌ی توهم‌آلود “تولید علم”، می‌تواند به خود-فریبی بیانجامد و برای اندیشیدن فلسفی یا حتی بومی سازی علم فلسفی مدرن نیز، ابتدائا باید بر ترجمه و تجارب زیست‌شده‌ در همان سنت فرهنگی مغرب زمین تکیه زد. نگارنده نسبت به این حقیقت وقوف دارد که اگر احیانا در میان این همه ترجمه و تفاسیر مختلف، ایده‌ای هم به ذهن “خودِ!” نگارنده رسیده و بیان شده است، این ایده در حقیقت ایده‌ی “دیگری” است. اما علی‌رغم این کثرت، تحلیل پیش رو در حد توان کوشیده است تا از حد وصله و پینه‌های معمول فراتر رفته و در فرآیند تحقق خویش، در حد توان خالقش، پیوستار میان مراحل مختلف آگاهی را چه به لحاظ فرم و چه به لحاظ محتوا حفظ کند؛ بدیهی است که خود ابژه‌ی تفسیرشونده تنها یک سوی فرآیند تفسیر را تشکیل می‌دهد؛ سوی دیگر آن سوژه‌ی تفسیرکننده است. به بیان دیگر، در طول این کتاب گهگاه شاهد موضوعاتی خواهیم بود که هگل حجم اندکی را به تبیین کردنشان اختصاص داده است، اما در فرآیند تفسیر به یکی از مهم‌ترین موضوعات کتاب بدل شده‌اند و بالعکس. در نتیجه کتمان نمی‌کنم که اغراض شخصی و دغدغه‌های نظری نگارنده، به ویژه در حوزه‌ی فلسفه و روانکاوی، در حجم (کمیت) و عمق (کیفیتِ) تفسیر مربوط به هر کدام از مباحث مطرح شده در این کتاب موثر بوده است. برای دچار نشدن به بیماری رایج این روزها، یعنی فضیلت ساختن از بی‌طرفی و تاکید بر ایده‌ی “مفسر بی‌طرف”، سعی شده است تا در طول کتاب موضع خود نگارنده در قبال تفاسیر مطرح شده، صریحا یا تلویحا، روشن گردد و مخاطب در تکثری از رویکردها و دیدگاه‌های بعضا متضاد رها نشود. لازم به ذکر است که بر خلاف تصور متداول، نه در ژستِ (عملا دروغین ِ) بی‌طرفی، بلکه اتفاقا در اتخاذ موضع مشخص و به چالش کشیدن مخاطب و تحریک وی به جدل ذهنی با نگارنده است که احترام واقعی به شعور مخاطب معنی پیدا می‌کند. ادامه مطلب

منتخبی از نوشته های سیاسی هگل

 

دفترهای سیاست مدرن ۱ (منتخبی از نوشته های سیاسی هگل)
انتشارات روزبهان، ۱۳۹۱

فصل اول

رؤسای دادگاه  (مقامات سیاسی) باید توسط مردم انتخاب شوند (۱۷۹۸)

فصل دوم

آزادی مطلق و [حکومت] وحشت (۱۸۰۷)

فصل سوم

سخنرانی افتتاحیه ایرادشده در دانشگاه برلین (۱۸۱۸)

فصل چهارم

پیشگفتار عناصر فلسفه حق (۱۸۲۱)

فصل پنجم

رابطه دین با دولت (۱۸۳۱) ادامه مطلب

خودآگاهی هگلی و پساساختارگرایان فرانسوی

ارباب و برده ی هگل ازمنظر سه متفکر متاخر فرانسوی :ژرژ باتای، ژیل دلوز، ژاک لکان

دیوید شرمن، انتشارات رخدادنو، ۱۳۹۰

معرفی نامه پشت جلد:

به جرات می توان ادعا کرد که مبحث ارباب و برده از کتاب پدیدارشناسی روح، یکی از تاثیرگذارترین و به تبع آن مشهورترین فرازهای فلسفه ی هگل است. بخش اعظم این شهرت مرهون وامگیری مارکس از آن و به کار بستنش در نظریه ی اجتماعی-سیاسی خویش است. پس از مارکس نیز بحثهای بسیاری حول ارباب و برده ی هگلی و رابطه ی آن با تاریخ، معرفت، سیاست و فلسفه درگرفت. کتاب پیش رو در همین راستا به بخشی از دیدگاه های سه متفکر متاخر فرانسوی (ژرژ باتای، ژیل دلوز و ژاک لکان) در خصوص خود-آگاهی هگلی و به ویژه بحث ارباب و برده می پردازد. هر کدام از فصول کتاب به یکی از این متفکران اختصاص دارد که علی رغم مجاورت زمانی و مکانی، برداشتی متفاوت، و در مقاطعی کاملا متضاد از این مبحث، و به طور کلی از فلسفه ی هگل، به دست می دهند. برای مثال، باتای سلبیت هگلی را به منتهی درجه ی خود رسانده و اتفاقا از موضعی هگلی به نقد بردگی نهفته در فلسفه ی هگل می پردازد. دلوز اما از ابتدا موضعی مطلقا ضد-هگلی اتخاذ کرده و مفاهیم ذاتی و حیاتی فلسفه ی هگل، همچون سوژه، سلبیت و وساطت را هدف حمله قرار می دهد. لکان نیز تحت تاثیر قرائت کوژو از مصاف ارباب و برده، از سویی این نبرد را به حالات روانی سوژه، به ویژه نمونه های روان نژندی، و از سوی دیگر آن را با سیاست و تجربه تاریخی جامعه بشری پیوند می زند.

ادامه مطلب

نقادیِ نقدِ عقلِ محض

نقادی نقد عقل محض: بررسی تحلیلی-انتقادی مفاهیم بنیادین کتاب نقد عقل محض کانت
نشر بیدگل، ۱۳۹۱

معرفی پشت جلد کتاب:
کتاب مشتمل بر هشت متن از هشت نویسنده است که به تحلیل، واکاوی یا نقد مفاهیم محوری کتاب نقد عقل محض کانت می‌پردازد. هر کدام از این متون از یک کتاب یا مقاله‌ی معتبر استخراج شده و پس از ذکر پیشگفتار اجمالی گردآورندگان در باب فلسفه‌ی نظری کانت، با ترتیبی خاص در قالب یک کتاب واحد ساماندهی و بازچینی شده‌اند. فصل نخست که نقش مقدمه را ایفا می‌کند از کتاب رابرت استرن با عنوان هگل، کانت و ساختار ابژه، استخراج شده است. فصل دوم به بررسی مفهوم نفس یا «خود»، و تمایز منِ تجربی و منِ استعلایی نزد کانت می‌پردازد. فصل سوم به این مساله اختصاص دارد که کانت چگونه برای نجات مابعدالطبیعه از انتقادات، به نحوی نوآورانه از تمایز میان احکام تالیفی و تحلیلی بهره می‌برد. فصل چهارم استنتاج استعلایی مشهور کانت را مورد بازنگری قرار می‌دهد. در فصل پنجم، هنری سیجویک به نقد استدلال‌های کانت در باب پیشینی بودن زمان و مکان می‌پردازد. فصل ششم، به بحث درباره‌ی پاسخ کانت به ایرادات هیوم علیه علیّت اختصاص دارد. در فصل هفتم نگارنده کوشیده است تا با ارجاعات متعدد به آثار کانت، تصویری نسبتاً جامع و یکپارچه از شیء فی‌نفسه‌ی کانتی به دست داده و آن را مورد نقادی قرار دهد. در همین راستا، فصل آخر کتاب نیز با عنوان «شیء فی‌نفسه و نمود» از کتاب اراده‌ی معطوف به قدرت فردریش نیچه استخراج شده است که شدیدترین حملات و انتقادات را علیه این آموزه‌‌ی کانتی به طور خاص و فلسفه‌ی نقادی کانت به طور عام وارد می‌سازد.

ادامه مطلب

1 2 3 4 7