بایگانی ماهانه : اسفند ۱۳۹۴

انتشار چاپ دوم کتاب آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح

چاپ دوم کتاب آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل توسط انتشارات روزبهان منتشر شد.

بخشی از مقدمۀ مولف بر چاپ دوم کتاب:

آغاز نگارش این کتاب به ۱۳۸۷ بازمی‌گردد و انتشار نخست آن در سال ۱۳۹۰ به همت انتشارات روزبهان ممکن شد. روشن است که در این سال‌ها تغییرات قابل توجهی در رویکرد من نسبت به هگل به طور عام و پدیدارشناسی روح به طور خاص رخ داده است. در مطالعۀ چندبارۀ این کتاب که بیشتر با هدف تدریس آن صورت گرفته، بارها ترغیب شدم که اثر را در اینجا و آنجا اصلاح کنم و افسوس خوردم که چرا فلان ایراد یا بهمان نکته را پیش از چاپ اثر ملاحظه نکردم. در این معنا، یک راه برای مواجهه با این تغییرات، بازنویسی کل کتاب بود که لاجرم منجر به جرح و تعدیل مطالب و افزایش قابل توجه حجم کتاب می‌شد و قطعاً، این کتاب دیگر آن کتاب نمی‌بود. اما پرسش اساسی این است که آیا این کتاب، در همین صورت فعلی، علی‌رغم برخی انتقاداتِ بعضاً وارد، همچنان قابل دفاع و انتشار است؟ اگر چنین باشد، من به خود اجازه می‌دهم با همان استدلالی که گی‌دوبور در پیشگفتارش بر چاپ سوم جامعۀ نمایش مطرح کرد، این کتاب را به همان صورت سابق حفظ کنم و اگر تغییری و انتقادی به محتوای آن به نظرم رسید، خارج از آن در قالب نقد عرضه کنم (برای نمونه، نگاه کنید به کتاب اخیرم، هگل : از متافیزیک به پدیدارشناسی، که در آن، انتقاداتی بر رویکرد سابقم در کتاب حاضر مطرح کرده‌ام). روشن است که مولف باید همواره از خود انتقاد کند و تن به تغییر بسپرد، اما این تغییر، آنگونه که شعارش این روزها به مد روز بدل شده است، به معنای پاک کردن گذشته نیست. در تفاسیر مورد انتقاد، حتی در همان ایرادات تایپی و چاپی، مازادی است که در عین حال که نباید به نحوی رمانتیک و نوستالژیک از آن فضیلت ساخت، همچنین نباید تلاش کرد تا آن را و آثارش را به طرزی وسواس‌گونه پاک و امحا کرد. برخی اشتباهات باید همچون داغی بر پیشانی سوژه باقی بمانند، داغی که البته نه وصله‌ای خارجی، بلکه برسازندۀ ماهیت سوژه در عرصۀ نمادین است. البته ماهیت مستقل یک اثر را نباید نادیده گرفت. اثر همچون کودکی که از والدینش جدا می‌شود، شخصیت و کارکردی مستقل می‌یابد و دست‌وپا زدن والدین برای سر به راه نشان دادن فرزند ناخلفشان، بیش از هر چیز دستمایۀ طنز اطرافیان و آشنایان می‌شود.

اثر حاضر همچنین تاکنون مورد انتقادات مختلفی قرار گرفته است که عمده‌ترین آنها محدود ماندن به تفاسیر و ترجمه‌های انگلیسی‌زبان پدیدارشناسی، ابتنای بیش از حد بر شرح استرن، و همچنین نامشخص بودن موضع نگارنده در برخی مقاطع کتاب است. پاسخ مختصری  که می‌توان در عین پذیرش برخی از این انتقادات به آنها داد، این است که این شرح در عین محدودیت در منابع که به محدود بودن دانش و زبان‌دانی نگارنده در زمان نگارش آن بازمی‌گردد، و همچنین در عین تشتت در موضعِ تفسیری‌اش، بازهم کوشیده است حتی‌الامکان طرحی پیوسته و منسجم از سیر تکوین دو بخش نخست کتاب پدیدارشناسی ارائه دهد و به زعم نگارنده، با نظر به سایر تفاسیر دستکم در این هدف توفیق یافته است. همچنین در این اثر ایرادات جزئی مختلفی وجود دارد که به دلایل فوق‌الذکر، به جز یکی دو مورد فاحش، هیچکدام را اصلاح نکرده‌ام. … همچنین لازم به ذکر است که رویکرد نگارنده در این سال‌ها در خصوص برخی معادل‌گذاری‌ها دچار تغییراتی شده است که در این خصوص نیز تنها به ذکر یک نمونه بسنده می‌کنم: در این کتاب در ازای اصطلاح  actual از معادل برون‌ذات استفاده شده است که از مخاطبان می‌خواهم همان معادل متداول «بالفعل» را در ازای آن، و در نتیجه، معادل «فعلیت» را در ازای «برون‌ذاتیت» قرار دهند.

در نهایت همانگونه که در انتهای پیشگفتار اثر حاضر نیز اظهار داشته‌ام، امید خود را، هرچند نه با آن شور و حدَّت گذشته، نسبت به نگارش جلد دومِ این اثر همچنان حفظ کرده‌ام که به مابقی سفر پدیدارشناسی (عقل، روح، دین و دانش مطلق) بپردازد. البته نباید فراموش کرد که امید، به واسطۀ سروکار داشتنش با امکان و بالقوگی، در عین حال که تحققِ امکان را وعده می‌دهد، خود می‌تواند به بهترین توجیه برای انفعال بدل شود.

محمدمهدی اردبیلی

دی‌ماه ۱۳۹۴
۱۴۲۸۸_J099G5TA