آرشیو نویسنده :اردبیلی

بازصورتبندی رابطه مترجم و منتقد

 بازصورتبندی رابطۀ مترجم و منتقد

به بهانۀ مناقشات اخیر

منبع پروبلماتیکا

مقدمه: مناقشات تکراری

در چند سال اخیر بارها شاهد مناقشاتی بر سر ترجمه‌ی آثار فلسفی بوده‌ایم. این مناقشات عمدتاً فرآیند و نتیجه واحدی در بر داشته‌اند. ابتدا فردی انتقاداتی را نسبت به ترجمه‌ی یک اثر مطرح می‌کند. این انتقاد معمولاً با چند شاهدمدعا همراه می‌شود. برای ارایه‌ی شاهد، منتقد دست روی بزرگترین و فاحش‌ترین ایرادات می‌گذارد. ابتدا عبارتی از ترجمه بازگو می‌شود؛ سپس متن اصلی در زبان مبداء ذکر می‌شود و نهایتاً منتقد ترجمه‌ی بدیل خود را ارائه می‌دهد. در این لحظه است که نمایش بناست به نقطه‌ای باشکوه برسد و مخاطب از میزان فاحش‌بودن اشتباه آگاه شود و به نوعی مکاشفه نایل گردد. این انتقادات اما معمولاً در همین سطح باقی نمی‌مانند. منتقد تازه مقدماتش را چیده است. هدف وی عمدتاً نقد ترجمه نیست، بلکه نقد اولیه این امکان را برای منتقد فراهم می‌آورد که نبرد خود را آغاز کند. بحث بعضاً به رویکرد فکری و شیوه‌ی زیست و حتی سن و جنسیت هم می‌کشد. منتقد در اینجا مشغول تصفیه حساب است، حتی با کسانی که آنها را نمی‌شناسد. منتقد خود را در جایگاه دانای کل و حراست‌کننده از زبان و اندیشه می‌نشاند و مترجم خاطی را ادب می‌کند. ادامه مطلب

نسبت ما و طبیعت

ژست‌ ما در دفاع از طبیعت ریاکارانه است/ با طبیعت متین باشیم

دفاع از طبیعت علاوه بر شناخت و تعریف درست از طبیعت، نیازمند شناخت عمیق فلسفی و بازنگری در نسبت و رابطه ما با طبیعت است. طی نشستی با حضور دو تن از اساتید جوان فلسفه این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار مهر، امروزه رویکردهای مختلفی نسبت به طبیعت وجود دارد. برخی از این رویکردها از تسخیر طبیعت به دست انسان دفاع می کنند. برخی دیگر مانند طرفداران محیط زیست و طبیعت به دنبال حفظ بدون چون و چرای آن هستند. در این میانه نیز رویکردهای دیگری هم وجود دارند که نسبت به هر دو طرف موضع‌گیری می‌کنند. اما آنچه در این میان کمتر یافت می شود تعمق فلسفی در باب نسبت ما با طبیعت است. فلسفه طبیعت که یکی از شاخه های فلسفه مضاف است عهده دار بحث درباره چیستی طبیعت و واضح تر کردن نوع نسبت و رابطه ای است که انسان با طبیعت برقرار می کند.اینکه اساساً رویکرد ما به طبیعت چیست و چگونه درباره آن می اندیشیم، موضوع گفتگوی جذابی شد که با حضور دوتن از اساتید جوان فلسفه؛ دکتر میثم سفیدخوش، عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی و دکتر محمدمهدی اردبیلی، پژوهشگر و استاد دانشگاه، در خبرگزاری مهر انجام شده است.

اردبیلی با ارجاع به مفهوم «صیانت از نفس» دفاع از طبیعت را نه از سر دلسوزی صرف برای طبیعت و جانوران بلکه از سر منفعت طلبی نوع انسان تفسیر می کند و معتقد است نظام سرمایه داری که رادیکال ترین گفتمان در باب منفعت طلبی است حتی با همین رویکرد منفعت طلبانه نیز نه تنها از تحقق «منفعت همگانی» عاجز است، بلکه عملاً بر ضد آن عمل می‌کند. میثم سفیدخوش در مقابل، نوعی متانت کل نگرانه در برخورد با طبیعت را پیشنهاد می کند. متن این گفتگو پیش روی شماست:

آیا روشنفکر باید غمگین باشد؟

منبع: روزنامه اعتماد

عکس فوق را اخیرا در روزنامه‌ها، وبلاگ‌ها و شبکه‌های مجازی زیاد دیده‌ایم. پیغام آن هم روشن است: هرچقدر یک فرد احمق‌تر باشد، خوشحال‌تر است؛ و البته روی دیگر آن، یعنی هرچقدر یک فرد «پرمغز»تر یا باهوش‌تر باشد غمگین‌تر است. ادامه مطلب

یک تالیف زودهنگام

نقدی بر فرم و محتوای کتاب «دیالکتیک فلسفۀ هگل و درام برشت»

محمدمهدی اردبیلی

منبع: پروبلماتیکا

 

مدت‌هاست کتابی با عنوان «دیالکتیک فلسفۀ هگل و درام برشت» به قلم صمد رستمی، همراه با مقدمه‌ای از دکتر قطب‌الدین صادقی توسط انتشارات افراز منتشر شده است. بنا به حوزۀ فعالیتم مدتی پیش عنوان کتاب را جذاب یافتم و آن را خریداری کردم. فصل نخست کتاب را که به مبانی دیالکتیک هگلی اختصاص داشت مطالعه کردم. کتاب به قدری سطحی و پر از اغلاط فاحش بود که بعد از اندکی مطالعه، تمایل من برای «دانستن» تبدیل به نوعی «خشم» شد. از خیر ادامۀ مطالعۀ آن گذشتم و کتاب را کنار گذاشتم. چندی بعد مصاحبه‌ای از نگارندۀ کتاب خواندم که مرا مجاب کرد تا نقدی بر آن بنویسم[۱]. نویسنده در آن مصاحبه از انتشار قریب‌الوقوع چند اثر دیگر در حوزۀ تئاتر (که گویا حوزۀ تخصصی وی است) خبر می‌دهد. وی همچنین به انتشار کتابی با عنوان «پدیدارشناسی اگزیستانسیالیسم» نیز اشاره می‌کند. انگیزۀ اصلی نگارش این نقد، نه برون‌ریزیِ بی‌واسطۀ آن «خشم»، بلکه بیشتر ناشی از نوعی «نگرانی» و جلوگیری از بروز فاجعۀ جبران‌ناپذیر دیگر و انتشار اثری پرایراد و ضعیف است که احتمالا بناست همان بلایی که یک بار بر سر هگل آورده را دگر بار بر سر اگزیستانسیالیسم بیاورد. روشن است که به دلیل حوزۀ کاری‌ام، چندان به مباحث نمایشی و دراماتیک اثر نخواهم پرداخت و تمرکزم را به فرم و دعاوی فلسفی کتاب معطوف خواهم کرد.

ادامه مطلب

زمانِ ماهی‌ها و گربه‌ها

نوشتار زیر نه قصد دارد و نه می‌تواند یک نقد سینمایی به معنای دقیق کلمه باشد و به اجزاء و عناصر سینماییِ فیلم بپردازد، بلکه این نوشتار تنها می‌کوشد تا به میانجی فیلم «ماهی و گربه» دست به واسازیِ برداشت خطی از مفهوم زمان بزند. این نوشتار همچنین بنا به ماهیت فلسفی‌اش، ناچار است برای تبیین مبانی نظری‌اش مقدمه‌ای نسبتاً مفصل[۱] از برداشت‌های مختلف نسبت به مفهوم زمان به دست دهد و در نتیجه، شاید در ابتدا متن دوپاره (بخشی مطلقاً فلسفی و بخشی مربوط به فیلم) به نظر برسد، اما در واقع بخش دوم را که به‌رغم کوتاه‌تربودنش بخش اصلی متن است، تنها می‌توان در پرتو مبانی نظری بخش نخست درک کرد. این نوشتار در نهایت  می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که «ماهی و گربه حقیقتاً چه می‌گوید»؟ ادامه مطلب

چند گزاره دربارۀ فلسطین

۱. در میانۀ جنایات اسرائیل در غزه، ژست محکوم کردن هر دو طرف، لزوما به معنای رفع دیالکتیکی وضعیت نیست. مساله این نیست که دو سوی برافروزندۀ آتش جنگ، اسرائیل و حماس هستند و بازتولیدکنندۀ رفتار یکدیگرند و لذا باید هر دو را نقد کرد. این رویکردِ منتقدِ هر دوطرف، عملاً به توجیه جنایات اسرائیل منجر می‌شود. ادامه مطلب

1 2 3 7