آرشیو نویسنده :اردبیلی

باید بتوانیم برداشت و فهم خود را از هگل بنویسیم

گفت وگو با روزنامه اعتماد

به بهانه انتشار کتاب هگل و پدیدارشناسی روح

منوچهر دین‌پرست/ هگل از جمله فیلسوفانی است که در ایران سرنوشت تامل برانگیزی داشته است. از سال ۱۳۲۰ که محمدعلی فروغی کتاب سیر حکمت در اروپا را منتشر می کند و هگل را به ایرانیان معرفی می کند چندین دهه می گذرد. طی این سالها هگل گاه در قامت یک مارکسیست برای چپ ها مطرح بوده و گاه در قامت شاعر و عارف. در این میان نیز عده ای سعی کرده اند از نحوه تفلسف هگل برای رفع برخی از نابسامانی‌های تاریخی و فرهنگی کشورمان بهره ببرند. البته باید اذعان داشت که در این مدت کوشش‌ها در جهت فهم هگل، فهم نسبتِ اندیشه‌های وی با فرهنگ مدرن، و استفاده از میراث هگلیان در فهم بهتر جامعه و فرهنگ ایرانی بوده است. امروز هگل در کنار متفکرانی چون ‌دکارت، کانت، هایدگر، نیچه و ویتگنشتاین و حتی فیلسوفان معاصر غربی از متفکران شناخته شده نزد ایرانیان است. این شناخت واجد مراتب مختلفی است، اما در هر صورت هگل در خزانه دانایی اهل فکر، نقشی غیر قابل حذف دارد. طی این سالها کتابهای مختلفی از هگل و یا درباره هگل منتشر شده است. به تازگی کتابی با عنوان “هگل و پدیدارشناسی روح” اثر رابرت استرن توسط نشر ققنوس منتشر شده که بهانه ای شد با یکی از مترجمان این اثر گفت و گویی درباره سیر هگل پژوهی در ایران – هر چند مختصر – و نگاهی به این اثر داشته باشیم. دکتر محمد مهدی اردبیلی، نویسنده، مترجم و مدرس فلسفه غرب است. از وی تا کنون آثاری مانند «آگاهی و خودآگاهی در پدیدارشناسی روح هگل»، «واسازیِ هگل»، «خودآگاهی هگلی و پساساختارگرایان فرانسوی»، «دفترهای سیاست مدرن ۱ (منتخبی از نوشته‌های سیاسی هگل)» و «نقادیِ نقدِ عقل محض» منتشر شده است.  ادامه مطلب

نقدی بر ترجمۀ فارسی کتاب «کانت و فلسفۀ معاصر»

۱۴۲۸۸_DQSGThpV

چکیده

«کانت و فلسفۀ معاصر» ترجمه‌ای است از کتاب «ایمانوئل کانت» اثر لوسین گلدمن که با ترجمۀ فارسی پرویز بابایی و توسط انتشارات نگاه در سال ۱۳۸۱ انتشار یافته و چاپ دوم آن نیز سال گذشته روانۀ بازار شده است. یادداشت زیر می‌کوشد تا بررسی نقادانه‌ای از ترجمۀ فارسی این کتاب ارائه دهد ودر نتیجه، به دو بخش اصلی تقسیم خواهد شد: بخش نخست مقدمۀ مختصری است که به محتوای خود کتاب و رویکرد کانت‌شناسانۀ گلدمن می‌پردازد و بخش دوم، به منزلۀ بخش اصلی یادداشت، به بررسی نقادانۀ ترجمه فارسی کتاب اختصاص دارد.

  ادامه مطلب

اسپینوزا دکارتی است که از ترس رها شده است

۱۴۲۸۸_Hney4VuC

گفت و گو با محمدمهدی اردبیلی

 به بهانۀ سالروز تولد اسپینوزا

روزنامه فرهیختگان/ ۳ آذر ۱۳۹۲/سجاد صداقت: بدون شک یکی از مهم ترین فلاسفه ای که در فارسی کمتر به آن پرداخته شده، فیلسوف شهیر هلندی باروخ اسپینوزا است. اسپینوزا در ۲۴نوامبر ۱۶۳۲ به دنیا آمده است و همان گونه که در گفت و گوی پیش رو خواهید خواند واکاوی فلسفه او جایگاهی مهم در تاریخ فلسفه غرب داشته است. محمدمهدی اردبیلی استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم آثار فلسفی است که در این مصاحبه با تاکید بر جایگاه اسپینوزا در متافیزیک مدرن به تحلیل آثار و آرا وی پرداخته است. اردبیلی در این گفت و گو ضمن بحث از تاثیرات دکارت بر اسپینوزا، او را در کنار افلاطون و کانت بزرگترین الهام‌بخش هگل معرفی می کند:  


نگاه فلسفه اسپینوزا را متاثر از دکارت دانسته اند. این تاثیر تا آنجا ادامه یافته است که از لایب نیتس نقل می کنند که «فلسفه‌ی اسپینوزا همان فلسفه‌ی دکارت است که از حد اعتدال بیرون رفته است.» آیا می توان این دیدگاه را درباره فلسفه او پذیرفت؟ این حرف در صورت درست بودن به این معنا است که او به طور کلی تحت تاثیر دکارت بود؟ ادامه مطلب

نبرد برای سلامتی

home_departmentsAndCenters_background_healthBehavior_v3

منبع: روزنامه اعتماد، ۱۷ تیر ۱۳۹۲

امروزه یکی از رایج‌ترین پیام‌ها، از تبلیغات تجاری گرفته تا توصیه‌های اخلاقی، ترویج سلامت و زندگی سالم است. شرکت‌های بسیاری وجود دارند که به تولید کالاها، ابزار یا مواد غذایی‌ای می‌پردازند که سلامت فرد را بهبود می‌بخشد. علاوه بر شرکت‌های تجاری فوق، دولت‌ها، نهادهای شهری، رسانه‌های فراگیر و نهادهای فرهنگی نیز یکی از وظایف خود را بهبود وضعیت سلامت در جامعه عنوان کرده و می‌کوشند تا با تبلیغات مختلف و به صورت‌های متنوع، در راستای انجام این مهم بکوشند. در این سو اما خود مخاطبان و شهروندان قرار دارند که عمدتاً دغدغۀ سلامتی یکی از مهمترین و مستمرترین نگرانی‌های ذهنی آنهاست و می‌کوشند تا بخش اعظمی از اعمال و رفتار خود را با این ملاک، یعنی سلامتی، محک بزنند.

این یادداشت خواهد کوشید تا نسبتِ هر کدام از ۳ ضلع با خود مقولۀ سلامتی را مورد واکاوی قرار داده و انگیزه‌ها و منافع هر کدام را برملا سازد.

ادامه مطلب

فلسفه فیشته در یک نگاه

۱۴۲۸۸_J1JRda2N

محمدمهدی اردبیلی

منبع: تهران امروز، اسفند ۱۳۹۱

فلسفه فیشته در یک نگاه

فیشته، در مقام خلف بلافصل کانت، کار خود را از فلسفۀ نقادی کانت آغاز کرد، اما به جای ابتنای فلسفه‌اش بر مباحث نظری و معرفتی، نقطۀ عزیمت خود را عقل عملی و سوژۀ مختار و آزاد قرار داد. به بیان ساده‌تر، سنگ بنای اندیشۀ فیشته نه مفهوم عقل، جهان یا حتی خدا، بلکه «من» است. «منِ» مورد نظر فیشته‌ البته از اساس با «منِ» تجربی یا حتی سوژۀ مدرن دکارتی متفاوت است. وی از منِ استعلایی آغاز کرده و کوشید تا بدین ترتیب مسالۀ کانتی برآمده از شیء فی‌نفسه را برطرف نماید. ادامه مطلب

آیا توتالیتاریسم تنها نتیجه‌ی منطقی روح هگلی است؟

۱۴۲۸۸_CrN4MDEv

محمدمهدی اردبیلی

منبع: سایت تز یازدهم 

مقدمه

دیالکتیک هگلی تاکنون بارها متهم شده که دیالکتیکی تمامیت‌خواه است و برای حفظ انسجام خود مازادها و اقلیت‌ها را حذف کرده یا نادیده می‌گیرد. در همین راستا فلسفه‌ی تاریخ هگل نیز تاریخ فاتحان و فلسفه‌ی حق وی نیز دفاع تمام قد از دولت مطلقه و حافظ و مدافع وضع موجود معرفی شده است. این سه‌گانه‌، سه راس مثلثی را تشکیل می‌دهند که در نهایت می‌توان با تکیه بر آن هگل را نماینده‌ی تمام‌عیار توتالیتاریسم جلوه داد. این یادداشت کوتاه خواهد کوشید تا در عین ایستادن در کنار افرادی چون مارکس (نقد عناصر فلسفه‌ی حق هگل)، آدورنو (نقد ایده‌ی پیشرفت در دیالکتیک هگل) و بنیامین (نقد روایت فاتحانه‌ی هگل از تاریخ )، و پذیرفتن بسیاری انتقادات مطرح علیه هگل، با دفاع از ایده‌ی آفهبونگ هگلی و به تبع آن به دست دادن قرائتی رادیکال از دیالکتیک هگلی با تکیه بر ایده‌ی محوری پدیدارشناسی روح، به نقد هگل متاخر پرداخته و نشان دهد که موضع هگل متاخر در قبال دولت و تاریخ تنها یکی از امکان‌های نهفته در روش دیالکتیک و حتی به تعبیری نوعی خیانت به رادیکالیسم دیالکتیک هگلی است. همچنین این یادداشت امیدوار است بتواند مفاهیمی مانند مطلق شدن، کلیت، فراگیری و تمامیت را به شیوه‌ای بازخوانی کند که دیگر نه همچون دشمن یا اتهام، بلکه به مثابه‌ی ابزاری برای ترسیم وضعیتی آرمانی به کار روند.

ادامه مطلب

1 3 4 5 6 7