آرشیو دسته ها: یادداشت

فلسفه فیشته در یک نگاه

۱۴۲۸۸_J1JRda2N

محمدمهدی اردبیلی

منبع: تهران امروز، اسفند ۱۳۹۱

فلسفه فیشته در یک نگاه

فیشته، در مقام خلف بلافصل کانت، کار خود را از فلسفۀ نقادی کانت آغاز کرد، اما به جای ابتنای فلسفه‌اش بر مباحث نظری و معرفتی، نقطۀ عزیمت خود را عقل عملی و سوژۀ مختار و آزاد قرار داد. به بیان ساده‌تر، سنگ بنای اندیشۀ فیشته نه مفهوم عقل، جهان یا حتی خدا، بلکه «من» است. «منِ» مورد نظر فیشته‌ البته از اساس با «منِ» تجربی یا حتی سوژۀ مدرن دکارتی متفاوت است. وی از منِ استعلایی آغاز کرده و کوشید تا بدین ترتیب مسالۀ کانتی برآمده از شیء فی‌نفسه را برطرف نماید. ادامه مطلب

آیا توتالیتاریسم تنها نتیجه‌ی منطقی روح هگلی است؟

۱۴۲۸۸_CrN4MDEv

محمدمهدی اردبیلی

منبع: سایت تز یازدهم 

مقدمه

دیالکتیک هگلی تاکنون بارها متهم شده که دیالکتیکی تمامیت‌خواه است و برای حفظ انسجام خود مازادها و اقلیت‌ها را حذف کرده یا نادیده می‌گیرد. در همین راستا فلسفه‌ی تاریخ هگل نیز تاریخ فاتحان و فلسفه‌ی حق وی نیز دفاع تمام قد از دولت مطلقه و حافظ و مدافع وضع موجود معرفی شده است. این سه‌گانه‌، سه راس مثلثی را تشکیل می‌دهند که در نهایت می‌توان با تکیه بر آن هگل را نماینده‌ی تمام‌عیار توتالیتاریسم جلوه داد. این یادداشت کوتاه خواهد کوشید تا در عین ایستادن در کنار افرادی چون مارکس (نقد عناصر فلسفه‌ی حق هگل)، آدورنو (نقد ایده‌ی پیشرفت در دیالکتیک هگل) و بنیامین (نقد روایت فاتحانه‌ی هگل از تاریخ )، و پذیرفتن بسیاری انتقادات مطرح علیه هگل، با دفاع از ایده‌ی آفهبونگ هگلی و به تبع آن به دست دادن قرائتی رادیکال از دیالکتیک هگلی با تکیه بر ایده‌ی محوری پدیدارشناسی روح، به نقد هگل متاخر پرداخته و نشان دهد که موضع هگل متاخر در قبال دولت و تاریخ تنها یکی از امکان‌های نهفته در روش دیالکتیک و حتی به تعبیری نوعی خیانت به رادیکالیسم دیالکتیک هگلی است. همچنین این یادداشت امیدوار است بتواند مفاهیمی مانند مطلق شدن، کلیت، فراگیری و تمامیت را به شیوه‌ای بازخوانی کند که دیگر نه همچون دشمن یا اتهام، بلکه به مثابه‌ی ابزاری برای ترسیم وضعیتی آرمانی به کار روند.

ادامه مطلب

ایده هایی دربارۀ ترجمۀ آثار فلسفی

۱۴۲۸۸_۷kJRRxxw

محمدمهدی اردبیلی

منبع: سایت تز یازدهم

مقدمه

متن زیر برگرفته از ایده‌هایی پراکنده در باب ترجمه‌ی آثار فلسفی است که تنها تعدادی از آنها، در یک ترتیب خاص بازآفرینی شده و با توجه به تجربه‌ی شخصی نگارنده، بیشتر معطوف به ترجمه‌ی آثار هگل یا شروح مربوط به وی است. شاید در ابتدا، نگارش این متن که لحنی آمرانه نیز دارد، برای جوانی که تاکنون تنها ترجمه و تالیف تعداد اندکی اثر فلسفی را در کارنامه‌‌ی خود دارد و تازه در ابتدای «راه» است، گزافه گویانه به نظر برسد. اما نباید فراموش کرد که ترجمه تنها در پوسته‌ی خود با تجربه پیوند می‌خورد، هسته‌ی آن با ایده‌ی ترجمه (شاید بتوان با احتیاط حتی از معادل «مثال ترجمه» نیز استفاده کرد)، ارتباط پیدا می‌کند که کوچک و بزرگ نمی‌شناسد و مقوله‌ای کمّی نیست. علاوه بر این، متن زیر از دل مواجهه‌ی نگارنده با متون مربوط به هگل یا مسائل پیش آمده در راه تدریس هگل استخراج شده است و در نتیجه می‌توان مخاطب آن را، پیش و بیش از همه، خود وی دانست؛ حدیث نفسی که به واسطه ی پیوند با امر کلی، قابلیت بازنمایانده شدن در عرصه ی عمومی را یافته است

  ادامه مطلب

1 2 3